مهسا امینی، یا همان ژینا که به معنای «زندگی» است، دختری ۲۲ ساله از سقز کردستان بود که در تابستان ۱۴۰۱، در سفری خانوادگی به تهران، قربانی سیستمی شد که زندگیاش را گرفت. او به دلیل آنچه «پوشش نامناسب» خوانده شد، توسط گشت ارشاد دستگیر شد. چند ساعت بعد، در بازداشتگاه وزرا، بیهوش شد و سه روز بعد، در بیمارستان کسری، قلبش از تپش ایستاد. مقامات رسمی مدعی شدند که مرگ او به دلیل بیماری قلبی بود، اما حقیقت تلختر از این بود. گزارشهای پزشکی و شاهدان عینی از آثار کبودی و ضربوشتم بر بدنش حکایت داشتند (Amnesty International, 2023a).
مرگ مهسا جرقهای بود که ایران را به آتش کشید. از تهران تا کردستان، خیابانها پر شد از مردمی که با شعار «زن، زندگی، آزادی» فریاد عدالت سر دادند. این جنبش نه فقط علیه حجاب اجباری، بلکه علیه دههها سرکوب، تبعیض و بیعدالتی بود. اما این اعتراضات بهای سنگینی داشت؛ صدها کشته، هزاران دستگیری و سرکوب خشن توسط نیروهای امنیتی (Human Rights Watch, 2023). گزارش سازمان ملل تأیید کرد که مرگ مهسا نتیجه خشونت فیزیکی در بازداشت بود و آن را مصداق جنایت علیه بشریت خواند (United Nations, 2024).
اما داستان مهسا فقط به مرگش ختم نشد. خانوادهاش، که در سوگ دختری جوان غرق بودند، از همان ابتدا هدف آزار قرار گرفتند. امجد امینی، پدر مهسا، بارها گفت که از دیدن کامل بدن دخترش منع شد، اما کبودیهایی که روی پاهای او دید، قلبش را شکست. او حتی اجازه دسترسی به گزارش کالبدشکافی را نداشت و تهدید شد که سکوت کند (Amnesty International, 2023b). این آغاز نقض کرامت سوگواری بود؛ حقی که به خانواده اجازه میدهد در آرامش برای عزیزانشان عزاداری کنند.
در اکتبر ۲۰۲۲، زمانی که اعتراضات اوج گرفته بود، خانواده امینی تهدید به مرگ شد تا در تظاهرات شرکت نکنند (Human Rights Watch, 2023). در آستانه اولین سالگرد مرگ مهسا، فشارها شدت گرفت. امجد بازداشت شد و به او هشدار دادند که مراسم برگزار نکند. نیروهای امنیتی قبرستان آیچی سقز را محاصره کردند تا از تجمع مردم جلوگیری کنند (Radio Free Europe/Radio Liberty, 2024). حتی سنگ قبر مهسا چند بار تخریب شد، گویی حتی یاد او هم برای مقامات قابل تحمل نبود (Iran Human Rights, 2023).
در دسامبر ۲۰۲۳، وقتی اتحادیه اروپا جایزه ساخاروف را به مهسا اهدا کرد، خانوادهاش میخواستند به فرانسه سفر کنند تا این افتخار را دریافت کنند. اما پاسپورتهایشان مصادره شد و از سفر منع شدند (Radio Free Europe/Radio Liberty, 2023). این اقدام نه تنها نقض آزادی حرکت بود، بلکه تلاشی برای خاموش کردن صدای ژینا در جهان. در دومین سالگرد مرگ او، در سپتامبر ۲۰۲۴، خانواده همچنان تحت نظارت شدید بود و دستور ماندن در خانه دریافت کردند (Radio Free Europe/Radio Liberty, 2024).
عفو بینالملل گزارش داده که آزار خانوادههای قربانیان اعتراضات، از جمله امینیها، بخشی از یک الگوی سیستماتیک است. از تخریب قبور تا تهدید به بازداشت، این اقدامات برای ساکت کردن خانوادهها طراحی شدهاند (Amnesty International, 2023a). سازمان ملل نیز در گزارش سپتامبر ۲۰۲۳ خود تأیید کرد که آزار خانوادهها و حتی روزنامهنگارانی که درباره مهسا مینوشتند، ادامه دارد (United Nations, 2023). این نقضها نشان میدهد که رژیم ایران نه تنها زندگی مهسا را گرفت، بلکه تلاش کرد یاد و عزاداری او را هم سرکوب کند.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» اما فراتر از مرزهای ایران رفت. جایزه ساخاروف، تحریمهای بینالمللی علیه پلیس اخلاق، و گزارشهای سازمان ملل نشاندهنده حمایت جهانی از مبارزه مهسا بود (European Parliament, 2023). با این حال، تا زمانی که خانوادهاش نمیتوانند آزادانه سوگواری کنند، عدالت کامل محقق نشده است. مهسا امینی نمادی از مقاومت شد، اما خانوادهاش هنوز در سایه ترس و تهدید زندگی میکنند.
داستان مهسا فقط یک تراژدی نیست؛ روایتی است از شجاعت، از فریادی که خاموش نشد. او که نامش ژینا بود، به معنای زندگی، حالا در قلب میلیونها نفر زنده است. اما برای خانوادهاش، این زندگی با درد و محدودیت همراه شده. جهان باید صدای آنها را بشنود و برای عدالت، فشار بر رژیم ایران را افزایش دهد.